روایت من

مسیر من در نقاشی، از جایی آغاز شد که کلمات دیگر برای بیان بعضی از احساسات کافی نبودند؛ از جست‌وجویی آرام در میان رنگ، نور و سکوت.

نقاشی را بیشتر از آن‌که آموخته باشم، زیسته‌ام؛ با تجربه، مشاهده و سال‌ها معاشرت با جهان هنر. در این مسیر، از آموخته‌ها و نگاه استادانی چون استاد اشرفی, استاد بهمن, استاد نوه‌سی و استاد جانقربان بهره برده‌ام و هر آنچه آموخته‌ام، بخشی از راهی شده که هنوز برای من ادامه دارد.

از سال ۱۳۸۹، به‌طور پیوسته در زمینه‌ی طراحی سیاه‌قلم و نقاشی با رنگ روغن فعالیت می‌کنم. برای من، بوم تنها سطحی برای ثبت یک تصویر نیست؛ جایی‌ست برای مکث کردن، برای دیدن آنچه در هیاهوی زندگی کمتر دیده می‌شود؛ نگاه، سکوت، اندوه، روشنایی و آن بخش پنهانی از انسان که گاهی حتی خودش نیز از آن بی‌خبر است.

در هر اثر، تلاش می‌کنم چیزی فراتر از شکل و رنگ را جست‌وجو کنم؛ لحظه‌ای که نور به احساس بدل می‌شود، رنگ به خاطره و سکوت به روایت.

شاید نقاشی برای من، تلاشی‌ست برای نگه داشتن چیزهایی که در گذر زمان از دست می‌روند؛ لحظه‌هایی که نمی‌توان دوباره زندگی‌شان کرد، اما می‌توان آن‌ها را بر بوم به یاد آورد.

و اگر در میان این رنگ‌ها و سکوت‌ها، بیننده لحظه‌ای از خودش را پیدا کند،
برای من، آن اثر به معنای واقعیِ کلمه زنده شده است.

ادامه این روایت

اگر این آثار با شما سخن گفتند، خوشحال می‌شوم این روایت را با نگاه و حضور شما ادامه دهم.

ارسال

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.